حسناحسنا، تا این لحظه: 12 سال و 8 ماه و 13 روز سن داره

تقدیم به دختر گل و بی همتایمان حسنا

چهلمین روز تولدت مبارک

1393/1/17 21:53
نویسنده : مامان و بابا
30,626 بازدید
اشتراک گذاری

عزیزم خیلی خوشحالیم که چهل روز ابتدای زندگیت به خوبی سپری شد و به قول بابایی یه مرحله رو با موفقیت گذروندی ، چهل شبانه روز با تو بودن برامون یه دنیا زیبایی به همراه داشت.گذشت ولی تمام ثانیه ثانیهاش برامون خاطره شد. لحظه لحظهاش برامون دوست داشتنی و عزیزه ،در این روزها زل زدن به تو رو با هیچ چیزی عوض نمی کردیم .

 

بالاخره ٤٠ روزگيتم رسيد.زماني رو كه خيلي انتظارشو ميكشيدم!آخه شبا نمی خوابیدی البته همه شبارو شب زنده داری نمی کردی ولی اکثرا شبا بیدار بودی اونم نمی شد حدس زد که امشب می خوابی یا بیداری ؟

بعضی مواقع کل روز رو که خواب بودی شب هم میخوابیدی ولی اگه روز با توجه به راهنمایی بزرگترها سعی می کردیم بیدارت نگه داریم تا شب رو یه کم بخوابی بدتر اون شب رو اصلا نمی خوابیدی انگار همون 4 ساعت از 24 ساعت گه میگن بچه بیداره برای شما از 12 شب شروع میشد  ، خلاصه همه بهمون دلداری می دادن که چلش که در بیاد درست میشه خوابش تنظیم میشه حالا ببینیم و تعریف کنیممتنظر

 

حسنای عزیزمون ، من و بابا عاشقانه اين كارارو برات كردیم و شبا نمی خوابیدیم، اميدواریم روزي هم كه ما پير شديم ياد اين روزا بيوفتي و دست ما رو بگيري و ميخوام بگم عاشقانه دوستت داريمبوس

 

عزیزم حالا بذار از مراسم چلت بگم

تودهخدا گفته شده که یکی از معانی واژه ی  چله ، چهل روز اول زندگی نوزاد است و برای چهل روزگی، مراسمی مرسوم است؛ از آن جمله حمام است که با کاسه ی چهل کلید، روی سرش آب می‌ریزند، (یک کاسه برنجی که دور تا دورش چهل کلید کوچک آویزان است)، ولیمه می‌دهند، برای سلامتی و آینده ی خوش نوزاد، دعا و نیایش می‌کنند و شعر می‌خوانند. شاید قدیم ها اگر نوزادی تا چهل روز دوام می‌آورده یعنی اینکه به سلامتی رفت تا چهل سالگی!  و مشکل جدی نخواهد داشت و برای همین، چهل روزگی مهم بوده است.

 

اینم کاسه چهل کلید

40کلید

 

 چهلمین روز شما 8 فروردین بود و ما خونه مامانی مامان بودیم مامانی زحمت کشید و من و شما رو برد حمام و با کاسه چهل کلید آب روی سر ما ریخت و چله ما رو درآورد ، البته مامانی بابا اراک بود و تماس گرفت و تبریک گفت ، بعدشم که از حموم در اومدیم مامان بزرگ برای ما اسپند دود کرد  و شربت برامون درست کرده بود که دستشون درد نکنه .

 

اینم عکس بعد از حمام چلته که بغل مامان بزرگ هستی ، من با اینکه بخاری روشن بود و داخل خونه گرم بود برات کلاه گذاشته بودم که مامان بزرگ گفت دیگه چلش در اومد و کلاه دیگه تو خونه لازم نیست برای همین کلاهتو از سرت برداشتن که یخوردش مشخصه ، فدای دخمل گلم بشم که ماشاله بزرگ شده بوس

 

حسنا در چهلمین روز تولدش

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)